تبلیغات
تبدیل به وبسایت شد!
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px
count 36x36px

پروفسور دکترفرخ سعیدی واستاد محمدبهمن بیگی....

تصاویر و متن از جناب امراله یوسفی
این مطلب را در شبکه های اجتماعی لایک و پیگیری کنید:   http://www.niloblog.com/allup/images/0xov52zxzesdibov577.png   http://www.niloblog.com/allup/images/6bfbfabxuj5huoapbs2.png  http://www.niloblog.com/allup/images/duf3jyn6ms8xnair7ol.png

http://axgig.com/images/03880937318801924133.jpg

http://axgig.com/images/07168151372948045621.jpg http://axgig.com/images/32773816099484513259.jpg

درشبی زیبا و رویایی، هتل همای شیراز میزبان پروفسورسعیدی بود. یاران و شاگردانش همه جمع بودند(( دکترملک زاده.دکترکجوری.دکتررجایی.دکتروصال.دکتربرکت.دکترعزیزی.دکترواعظ زاده.دکترنیری.دکترپارسا.دکترپارسانژاد.دکترذاکرمحمدی.دکتردرخشان.. دکترشفیعی.دکترملک حسینی.دکتربهادر.دکترخضری.دکتراساعیلی.دکترهوشیار.دکترگودرزی. دکترخشنود.دکترایمانیه و....))(اینها را من میشناختم البته منم بخطر استاد بهمن بیگی دعوت شده بودم).عده ای دکتر دیگرهم بودند.بامقالات وخاطرات کم نظیرگرد پیری را ازچهره مصمم و پر تلاش پروفسور زدودند. ازدهه سی واز روزهاییکه بیمارستان سعدی صد کت خوابی بود و بیمارستان نمازی در حال ساخت، داستانها و نکات بی نظیربیان کردند. شاهکارهای کم نظیر پروفسور را گفتند و ستودند. بانو کیانی همسر استاد بهمن بیگی هم خاطره زیبایی از پروفسورقرائت کردندکه مورد تشویق همگان قرار گرفتند.( گفتند سال 60 که زندگی درشیرازبرامون سخت شد به تهران رفتیم. درشمیران خانه اجاره کردیم. دکتر سعیدی خانه اش شهر ری بودباموتورسیکلت هر روزازشاه عبدالعظیم شروع میکرد، بیمارستانها را سرکشی میکرد تا به منزل ما میرسید. بچه ها تا صدای موتوردکتر را می شنیدند، میگفتند.دکترسعیدی گلدی(آمد). ما خیلی خوشحال میشدیم. یکروزضبط صوت آوردوگفت بهمن بیگی، هروقت تعریف می خواهی بکنی ضبط کن. بهمن بیگی گفت. منکه با مرده حرف نمیزنم. خودنویس طلایی به بهمن بیگی داد وگفت. خوب بنویس. بهمن بیگی هم داستان آل را نوشت. سعیدی، آل را به انگلیسی ترجمه کرد وبه امریکا فرستاد. دریک مجله پزشکی چاپ شده بود. یکروزآمد. مجله را با هزار دلارآورد. بهمن بیگی خوشحال شد و گفت این دلارها چیه. سعیدی گفت. پول مقاله آل شماست. بهمن بیگی خندید وگفت.نمردیم از دست دکترسعیدی هم پول گرفتیم)(البته دکتر سعیدی هیچوقت پول ویزیت نمیگیرد.قلکی بر روی میزش قرار داردکه هرکس پول دارد. مبلغی برای کمک به مستمندان در آن قلک می ریزد. اگرندارد هم بسلامت... درپایان پروفسور پشت تریبون رفتند واولین عامل ماندنش درشیراز وایران را، دوستی با بهمن بیگی والگو گرفتن ازتلاش بی نظیربهمن بیگی برای باسواد کردن عشایر ایران، نام بردند.فرمودند خسته ودرمانده شده بودم(دهه چهل)پیش محمد رفتم. متزلزل شده بودم. محمد جویای احوالم شد. گفتم رفتنی ام. محمدگفت اشتباه می کنی وضعت بدتراز من نیست که با همه نداریها ومخالفتها وتنگ نظریها، می خواهم محرومان ومظلومان جامعه را باسواد کنم. بمان تا باهم خدمت کنیم. چون مملکت به من وتونیاز دارد. منقلب شدم. در دلم گفتم. محمد با دست خالی داره هزاران مظلوم را علم می آموزد. چرا من فرارکنم. ماندم و جراحی را درشیراز بنا نهادم.(متولد1308 فارغ التحصیل هاروارد . دارای کرسی هاروارد.محقق ونویسنده .جراح). از یارانش تشکر کرد و نوشته های بهمن بیگی را کم نظیرخواند وکارتعلیمات عشایررا ستود وبه جراحان واستادان توصیه کرد که بخارای بهمن بیگی را مطالعه کنید تا معنی ومفهوم ادبیات را خوب بفهمید. درخاتمه سرود ای ایران ای مرز پرگهر شور و حالی دگر به حضار داد.





کلید واژه ها : پروفسور دکترفرخ سعیدی , محمدبهمن بیگی , سکینه کیانی , امراله یوسفی ,
دسته بندی : اخبار قشقایی , مدارس و دانشسرای عشایر ,

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در فرندفید ایمیل کردن این مطلب اشتراک گذاری در گوگل پلاس اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در فیس بوک

banner 240x200px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
banner 240x200px

نظرسنجی

مخاطب عزیز، محتوا و مطالب وبلاگ قشقایی آنلاین را چگونه ارزیابی می کنید؟


تحلیل آمار سایت و وبلاگ

ابزار هدایت به بالای صفحه