تبلیغات
تبدیل به وبسایت شد!
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px
count 36x36px

تاریخ تشکیل ایل قشقائی.. [قسمت بیستم]


این مطلب را در شبکه های اجتماعی لایک و پیگیری کنید:   http://www.niloblog.com/allup/images/0xov52zxzesdibov577.png   http://www.niloblog.com/allup/images/6bfbfabxuj5huoapbs2.png  http://www.niloblog.com/allup/images/duf3jyn6ms8xnair7ol.png

نویسنده: داوود حسن آقایی
جد ایلخانان قشقائی و چگونگی آمدن آنان به فارس و رسیدن آنان به ریاست ترکان غُز ساکن فارس .
(2)

در مبحث قبل به آنجا رسیدیم که ازون حسن یکی از دو دختر خود بنام 
مارتا را به قاضی رئیس طایفه قشقری داد . اما بقیه ماجرا .

چون تلفظ کلمه مارتا برای ترکان مشکل و یا نا ماٌنوس بوده اسم اورا عوض نموده و ( عالم شاه بیگم یا علم شاه بیگم ) گذاشتند . فرزندان قاضی در همدان جزء ابوابجمعی اوزون حسن زندگی می کردند . تا اینکه حکومت توسط شاه اسماعیل به صفویان منتقل شد . فرزندان قاضی که اسامی آنها جانی آقاو ، اسماعیل آقاو ، برخوردار آقا ( البته این اسامی شاید به ترتیب نباشد چون مستند نیست در ریاست طایفه جدا شده از ایل قای یا قائی بودند تا به زمان شاه عباس می رسد . در زمان او که راست طایفه قشقری ندر آقا نام یا بدر آقا بوده است با بقیه طوایف کوس لمن الملکی میزنند و مدعی می شوند که : حکومت از آن وارثان ازون حسن بوده و فرزندان شیخ ( شیخ اوغلان لاری ) غصب نموده اند باید حکومت به وارثان اصلی که فرزندان ازون حسن است برگردد چون در آن زمان بعد از مرگ شاه طهماسب در ایران بل بشوئی بوقوع پیوست اول شاه اسماعیل دوم به دسیسه خواهرش ( پریخان خانم ) به حکمت رسید و دست به خون ریزی زد تمام شاهزادگان صفوی را کشت بجز 
برادری که با او از یک مادر بودند بنام محمد میرزا که آن هم نابینا بود و در شیراز زندگی میکرد . فرزند بزرگتر او در شیراز نزد خودش بوده بنام حمزه میرزا وفرزند کوچک 8 الی 9 ساله او از طرف شاه طهماسب والی خراسان بوده و نیابت اورا هم به سردار علیقلی خان استاجلو داده بوده خلاصه شاه اسماعیل که خونریزی را به حد نهایت رسانده بود بدست همان خواهرش پریخان خانم مسموم میشود ،محمد میرزا را ازشیراز می آورند و به شاهی می نشانند بعد سران قزلباش که در این زمان در اوج قدرت بودند اورا از شاهی خلع و پسرش حمزه میرزا به شاهی می نشاندند . او شاهزاده ای زرنگ و جربزه داری بوده . سران یاغی قزلباش را شکست میدهد ناچار سرداران فزلباش در صدد از بین بردنش می افتند عاقبت بدست یک دلاکی بنام ( خودی ) او را می کشند . در این موقع علیقلی خان استاجلو شاه عباس را بر میدارد از خراسان بطرف قزوین براه می افتد در راه مرشد قلیخان روملو شاهزاده را از دست علیقلیخان می گیرد تا دست آویز منافع خود کند و اورا بشاهی بنشاند وچون او کودک است بنام او حکمرانی نماید. بعدا او به دسیسه شاه عباس بدست دو نفر از افسران کشته می شود . ( هرکس مایل باشد تاریخ آنهارا مطالعه کند به تاریخ پنج جلدی استاد نصر اله فلسفی مراجعه کند )

در چنین اوضاعی که بر مملکت حاکم بوده و هرکس ادعای حکومت میکرده ترکان هم حکومت را از آن وارثان اوزون حسن می دانستند و ادعا داشتند و در صد بودند حکومت را به نفع خود تغییر دهند با آنکه شاه عباس بشاهی رسیده بوده حکومت مرکزی بعلت نا فرمانی و قدرت خارج تز حدّ سرداران قزلباش و حمله و قصد تجاوز همسایگان ضعیف بوده . عثمانیها از زمان سلطان سلیمان پسر سلطان سلیم تبریز را از بیست سال قبل تصرف کرده بودند در این موقع هم قصد پیشروی و تصرف کرمانشاه را داشتند سلطان مُراد سلطان عثمانی سرداران عثمانی را 
برای پیشروی بیشتر تهییج و تجهیز میکرد . از شمال عبد المومن خان ازبک از وضع نابسامان حکومت استفاده و تا خراسان پیشروی کرده بود .پرتقالی ها بندر هرمز که در آن زمان به یندر گامرون معروف بود را تصرف کرده بودند خلاصه ایران وضع اسف بار و نابسامانی داشت. قشقری ها هم با متحد کردن سایر ترکان ادعای حکومت میکردند . شاه عباس وفتی دید ، عثمانیها از شمالغرب و غرب در صدد حمله اند و ازبک ها از شمال اگر قشقریها هم با متحدین خود از داخل حمله کنند جنگ خانگی داخلی شروع می شود و ، دشمنان از این وضع کمال اشتفاده را خواهند کرد و در نواحی مرزی پیشروی خواهند کرد . از آنجا که پادشاهی سیاس و مُحیل بود با قشقری ها مماشات نمود و باب مهربانی را گشود و گفت : شما پسر خاله های من هستید و ناموس مردم جنوب ایران در خطر تجاوز کافران می باشد ( در آن موقع مسلمانان هر غیر مسلمانی را کافر می نامیدند ) شما باید دستورات مسلمانی را بجا آورده و با ایل خود به آنجا کوچ نموده و جلو قشون فرنگی هارا بگیرید و نتموس مسلمانان را از حطر اجاوز آنها نجات دهید این کار در دین واجب شرعی می باشد در آنجا با کمک ترکان عراقی ( ترکان غُز که فبلا علت عراقی نامیدن آنها نوشته شد ) که در فارس ساکنند و ریاست آنها را به شما خواهم داد جلو فرنگی ها را بگیرید . بدین بهانه قشقریهارا بطرف فارس کوچاند. از آنجا که فردی محیل و سیاس بود به حاکمان شهرهای واقع در مسیر راه آنها دستور داد با این ترکان معامله نکنید فراورده های 
آنهخارا نخرید و مایحتاج زندگی در دسترس اانها مگذارید . با این عمل قصد تضعیف قشقریهارا داشت . قشقریها که در عرض راه همدان تا فارس با این وضع روبرو شدند بتدریج ضعیف و در دامنه های غربی رشته کوه زاگروس بعلت فقر و ازبین رفتن احشام از ایل جدا شده . در آخر ندرآقا یا بدر آقا با سی چهل خانوار باقیمانده از قشقزیها به فارس رسید . شاه هم ینی که به وعده خود عمل کرده است حکومت بهبهان را به رئیس ایل قشقری داده و چندی بعد ریاست تمام ترکان از قبل ساکن فارس را به بدر یا ندر آقا میدهند .

ادامه دارد .

..



کلید واژه ها : تاریخ تشکیل ایل قشقائی , داوود حسن آقایی , ایلخانان قشقائی , ترکان غُز , اوزون حسن , ایل قائی ,
دسته بندی : بانک مقاله قشقایی , تاریخ ایل قشقایی ,

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در فرندفید ایمیل کردن این مطلب اشتراک گذاری در گوگل پلاس اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در فیس بوک

banner 240x200px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
banner 240x200px

نظرسنجی

مخاطب عزیز، محتوا و مطالب وبلاگ قشقایی آنلاین را چگونه ارزیابی می کنید؟


تحلیل آمار سایت و وبلاگ

ابزار هدایت به بالای صفحه