تبلیغات
تبدیل به وبسایت شد!
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px
count 36x36px

تاریخ تشکیل ایل قشقائی.. [قسمت بیستم]


این مطلب را در شبکه های اجتماعی لایک و پیگیری کنید:   http://www.niloblog.com/allup/images/0xov52zxzesdibov577.png   http://www.niloblog.com/allup/images/6bfbfabxuj5huoapbs2.png  http://www.niloblog.com/allup/images/duf3jyn6ms8xnair7ol.png

نویسنده: داوود حسن آقایی
جد ایلخانان قشقائی و چگونگی آمدن آنان به فارس و رسیدن آنان به ریاست ترکان غُز ساکن فارس .
(2)

در مبحث قبل به آنجا رسیدیم که ازون حسن یکی از دو دختر خود بنام 
مارتا را به قاضی رئیس طایفه قشقری داد . اما بقیه ماجرا .

چون تلفظ کلمه مارتا برای ترکان مشکل و یا نا ماٌنوس بوده اسم اورا عوض نموده و ( عالم شاه بیگم یا علم شاه بیگم ) گذاشتند . فرزندان قاضی در همدان جزء ابوابجمعی اوزون حسن زندگی می کردند . تا اینکه حکومت توسط شاه اسماعیل به صفویان منتقل شد . فرزندان قاضی که اسامی آنها جانی آقاو ، اسماعیل آقاو ، برخوردار آقا ( البته این اسامی شاید به ترتیب نباشد چون مستند نیست در ریاست طایفه جدا شده از ایل قای یا قائی بودند تا به زمان شاه عباس می رسد . در زمان او که راست طایفه قشقری ندر آقا نام یا بدر آقا بوده است با بقیه طوایف کوس لمن الملکی میزنند و مدعی می شوند که : حکومت از آن وارثان ازون حسن بوده و فرزندان شیخ ( شیخ اوغلان لاری ) غصب نموده اند باید حکومت به وارثان اصلی که فرزندان ازون حسن است برگردد چون در آن زمان بعد از مرگ شاه طهماسب در ایران بل بشوئی بوقوع پیوست اول شاه اسماعیل دوم به دسیسه خواهرش ( پریخان خانم ) به حکمت رسید و دست به خون ریزی زد تمام شاهزادگان صفوی را کشت بجز 
برادری که با او از یک مادر بودند بنام محمد میرزا که آن هم نابینا بود و در شیراز زندگی میکرد . فرزند بزرگتر او در شیراز نزد خودش بوده بنام حمزه میرزا وفرزند کوچک 8 الی 9 ساله او از طرف شاه طهماسب والی خراسان بوده و نیابت اورا هم به سردار علیقلی خان استاجلو داده بوده خلاصه شاه اسماعیل که خونریزی را به حد نهایت رسانده بود بدست همان خواهرش پریخان خانم مسموم میشود ،محمد میرزا را ازشیراز می آورند و به شاهی می نشانند بعد سران قزلباش که در این زمان در اوج قدرت بودند اورا از شاهی خلع و پسرش حمزه میرزا به شاهی می نشاندند . او شاهزاده ای زرنگ و جربزه داری بوده . سران یاغی قزلباش را شکست میدهد ناچار سرداران فزلباش در صدد از بین بردنش می افتند عاقبت بدست یک دلاکی بنام ( خودی ) او را می کشند . در این موقع علیقلی خان استاجلو شاه عباس را بر میدارد از خراسان بطرف قزوین براه می افتد در راه مرشد قلیخان روملو شاهزاده را از دست علیقلیخان می گیرد تا دست آویز منافع خود کند و اورا بشاهی بنشاند وچون او کودک است بنام او حکمرانی نماید. بعدا او به دسیسه شاه عباس بدست دو نفر از افسران کشته می شود . ( هرکس مایل باشد تاریخ آنهارا مطالعه کند به تاریخ پنج جلدی استاد نصر اله فلسفی مراجعه کند )

در چنین اوضاعی که بر مملکت حاکم بوده و هرکس ادعای حکومت میکرده ترکان هم حکومت را از آن وارثان اوزون حسن می دانستند و ادعا داشتند و در صد بودند حکومت را به نفع خود تغییر دهند با آنکه شاه عباس بشاهی رسیده بوده حکومت مرکزی بعلت نا فرمانی و قدرت خارج تز حدّ سرداران قزلباش و حمله و قصد تجاوز همسایگان ضعیف بوده . عثمانیها از زمان سلطان سلیمان پسر سلطان سلیم تبریز را از بیست سال قبل تصرف کرده بودند در این موقع هم قصد پیشروی و تصرف کرمانشاه را داشتند سلطان مُراد سلطان عثمانی سرداران عثمانی را 
برای پیشروی بیشتر تهییج و تجهیز میکرد . از شمال عبد المومن خان ازبک از وضع نابسامان حکومت استفاده و تا خراسان پیشروی کرده بود .پرتقالی ها بندر هرمز که در آن زمان به یندر گامرون معروف بود را تصرف کرده بودند خلاصه ایران وضع اسف بار و نابسامانی داشت. قشقری ها هم با متحد کردن سایر ترکان ادعای حکومت میکردند . شاه عباس وفتی دید ، عثمانیها از شمالغرب و غرب در صدد حمله اند و ازبک ها از شمال اگر قشقریها هم با متحدین خود از داخل حمله کنند جنگ خانگی داخلی شروع می شود و ، دشمنان از این وضع کمال اشتفاده را خواهند کرد و در نواحی مرزی پیشروی خواهند کرد . از آنجا که پادشاهی سیاس و مُحیل بود با قشقری ها مماشات نمود و باب مهربانی را گشود و گفت : شما پسر خاله های من هستید و ناموس مردم جنوب ایران در خطر تجاوز کافران می باشد ( در آن موقع مسلمانان هر غیر مسلمانی را کافر می نامیدند ) شما باید دستورات مسلمانی را بجا آورده و با ایل خود به آنجا کوچ نموده و جلو قشون فرنگی هارا بگیرید و نتموس مسلمانان را از حطر اجاوز آنها نجات دهید این کار در دین واجب شرعی می باشد در آنجا با کمک ترکان عراقی ( ترکان غُز که فبلا علت عراقی نامیدن آنها نوشته شد ) که در فارس ساکنند و ریاست آنها را به شما خواهم داد جلو فرنگی ها را بگیرید . بدین بهانه قشقریهارا بطرف فارس کوچاند. از آنجا که فردی محیل و سیاس بود به حاکمان شهرهای واقع در مسیر راه آنها دستور داد با این ترکان معامله نکنید فراورده های 
آنهخارا نخرید و مایحتاج زندگی در دسترس اانها مگذارید . با این عمل قصد تضعیف قشقریهارا داشت . قشقریها که در عرض راه همدان تا فارس با این وضع روبرو شدند بتدریج ضعیف و در دامنه های غربی رشته کوه زاگروس بعلت فقر و ازبین رفتن احشام از ایل جدا شده . در آخر ندرآقا یا بدر آقا با سی چهل خانوار باقیمانده از قشقزیها به فارس رسید . شاه هم ینی که به وعده خود عمل کرده است حکومت بهبهان را به رئیس ایل قشقری داده و چندی بعد ریاست تمام ترکان از قبل ساکن فارس را به بدر یا ندر آقا میدهند .

ادامه دارد .

..



کلید واژه ها : تاریخ تشکیل ایل قشقائی , داوود حسن آقایی , ایلخانان قشقائی , ترکان غُز , اوزون حسن , ایل قائی ,
دسته بندی : بانک مقاله قشقایی , تاریخ ایل قشقایی ,

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در فرندفید ایمیل کردن این مطلب اشتراک گذاری در گوگل پلاس اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در فیس بوک

تاریخ تشکیل ایل قشقائی.. [قسمت نوزدهم]

جد ایلخانان قشقائی و چگونگی آمدن آنان به فارس و رسیدن آنان به ریاست ترکان غُز ساکن فارس .
نویسنده: داوود حسن آقایی

این مطلب را در شبکه های اجتماعی لایک و پیگیری کنید:   http://www.niloblog.com/allup/images/0xov52zxzesdibov577.png   http://www.niloblog.com/allup/images/6bfbfabxuj5huoapbs2.png  http://www.niloblog.com/allup/images/duf3jyn6ms8xnair7ol.png
در مباحث قبلی چگونگی آمدن ترکان غز بفارس را نوشتیم همه با استناد به توادیخ معتبر اکنون به چگونگی آمدن اولاد ایلخان بفارس را شروع میکنیم . هم مستند وهم آنهائی که سینه به سینه به ما رسیده چون در خانواده های ایلخانان و کلانتران نگهداری گذشته ها ، در یاد یکی از رسوم بوده 

برای شناختن جد ایلخانان ( اولاد امیر قاضی شاهلو )
نخست باید ایل قای یا قیائی را بشناسیم

1_ ایل قائی یا قیائی چه ایلی بوده و در کجا سکنا داشته .

ایل قائی یا قیائی جد همان ترکانی است که بعدا سلسله عثمانی را بنیاد نهادند . یوزف فون هامر پور گشتال خاور شناس بر جسته اتریشی و نویسنده کتاب گرانقدر ( تاریخ امپراتوری عثمانی ) می نویسد :

ابتدای دولت عثمانی در اوائل قرن هفتم هجری بود . لیکن تاریخ اجداد عثمان که بنیان این سلیله را نهاد از جدش سلیمان و انتقال ایل و الوس او از جانب مشرق بطرف مغرب شروع می شود که قریب صد سال پیش از عثمان و اوان فتنه چنگیز خان باشد . در اوانی که این رئیس اعظم تاتاریه دولت خوارزمشاهیه که در برابر یاجوج طایفه مغول مانند سد سکندری بود از بیخ و بُن بر انداخت ، سلیمان شاه پسر قیالپ یا کیالپ (kailap )از طایفه قائی یا قیائی که از طوایف آغوز است ، از خراسان جلای وطن کرده با پنجاه هزار نفر از طایفه خود که در حوالی ماهان مسکن داشتند به ارمنیه آمد حول و حوش ارزنجان و اخلاط سکنا گزید که مقارن سال 1224 میلادی و سال 621 هجری باشد . هفت سال بعد از مردن چنگیزخان و شکست خوردن سلطان جلال الدین خوارزمشاهی از علاءالدین کیقباد سلجوقی حکمران قونیه و انقراض دولت خوارزمشاهیه ،سلیمان شاه عزم وطن نموده و با ایل خود عازم خراسان شد و از کنار رود فرات بجانب حلب در حرکت آمد ، هنگام عبور از این رود اسب سلیمان در حوالی (جعبر ) به رودخانه فرات در افتاد و در آب غرق شد . این واقعهدر سال 1231 میلادی مطابق سال 629 هجری وقوع یافت . حال نیز قبر آن پادشاه در حوالی حصار جعبر معلوم است و آنجارا (ترک مزاری ) می نامند .
بعد از سلیمان ایل او منقرض شدند ، بعضی در ارمنستان و بعضی در شام ماندند و برخی بسمت آسیای صغیر رفتند و اولاد آنهارا ترکمانیه شام و روم گفتند ک هنوز هم در وقت تابستان به کوهستان رفته و زمستان را در صحراها قشلاق می کنند . 

از این قسمت خوب توجه کنید .

سلیمان شاه را چهار پسر بود .
1__ سنقر تکین ( سنقر نام یک نوع پرنده شکاری از خانواده شاهین هاست )

2__گون طوغدی یا (دوغدی )

3_ دوندار 

4_ ارطغرل 

سنقر تکین و گون طوغدی عزم وطن کرده به خراسان رفتند . دوندار و ارطغرل با چارصد خانوار از ایل خود بسمت شرقی ارزالروم رفته در ( سورمه لی جوقور )و ( پازان اواسی یا اوباسی سکنا گرفتند (پازان اوباسی ) کوهی است که سر چشمه رود ارس و یک شعبه اصلی فرات از آنجا است که آنجارا رود خانه مراد هم می گویند. 

ما به دوندار و ار طغرل که به سوی آسیای صغیر رفتند و بعدا امپراتوری عثمانی را بنا نهادند کاری نداریم . هرکس که مایل باشد چگونگی حال آنان را دنبال کند به کتاب امپرانوری عثمانی نوشته هامر پور گشتال مراجعه کند .

ما چگونگی حال سنقر تکین و گون دوغدی را که به خراسان بر گشتند دنبال میکنیم.

این دو برادر به ایران بر گشته و در مسکن اصلی خود که ماهان و حوالی ارزنجان باشد مسکن گزیدند . یکصد و پنجاه خانوار از ایل قائی با اینان به ایران برگشتند . ایل قای یا قیائی از مجموعه دوازده طایفه تشکیل می شد که یکی از آنها طایفه قشقری بوده که رئیس آن قاضی از طایفه قشقری بوده. وقتی اختلاف میان برادران افتاد وایل دو دسته شد طایفه قشقری کلا با این دو برادر به ایران بر گشتند (هنوز سرزمینی در آسیای صغیر بنام قشقری وجود دارد ) یاشار کمال نویسنده ترک در پاورقی کتاب ( اربابهای آقچه ساز ) نام دوازده طایفه ایل قای را نوشته که نام یکی از طوایف آن قشقری است .
رئیس این طایفه امیر قاضی بوده ( توجه شود قشقری یک طایفه بوده نه یک ایل )
در آن موقع سلسله آق قویونلو در غرب ایران پادشاهی میکرده و نام پادشاه آن امیر اوزون حسن آق قوینلو بودده آنها در روی پرچم خود تصویر گوسفندی سفید رنگ را میکشیدند . امیر اوزون حسن رئیس طایفه دیگری را که قرا قویونلو نام داشته و جهانشاه نام داشته در جنگی شکست داده و اورا کشته و دو طایفه را با هم متحد کرده و قسمت غرب ایران را به تسخیر کرد ه و حکمت میکرده . بعضی از مورخین بر این اعاقاد دارند که در این زمان قاضی رئیس طایفه قشقری از ایل قای جدا شده و از ماهان و ارزنجان به همدان کوچ کرده وبه تحت امر امیر اوزون حسن در آمده است . باز عده ای از مورخین را عقیده بر این است که وقتی سنقر تکین و گون دوغدی از دوندار و ارطغرل جدا شده و به ایران بر گشتند این گروه ب برای تبلیغ و جدا کردن عده بیشتری برای ملحق کردن خود به هم طایفه های خود میگفتند ( قاچ قایِ ) یعنی فرار کن قائی و به ما ملحق شو . عده ای دیگر را نظر بر این است که وقتی قاضی از گون دوغدی و سنقر تکین جدا شد و به همدان آمد آنها میگفتند (قاچ قایِ ) یعنی قائیهای فراری . عده ای را هم عقیده بر این است که نام قشقائی از روی طایفه قشقری که بعدا چگونگی آن گفته خاهد شد گرفته شده . و گروهی هم میگویند چون اسبان ایشان بیشتر پیشانی سفید بوده واز کلمه (قشقه ) یعنی اسب پیشانی سفید گرفته شده ، که حتمال آن خیلی کم است .
می گویند قاضی فردی لایق و معتبر بوده و در نزد ازون حسن از احترام خاصی بر خوردار بوده است به همین جهت اوزون حسن دختر خودرا به او داده و داماد خود کرده است .
یکی از زنان اوزون حسن بنام ( دیسپینا خاتون ) گرجی و دختر حاکم رومی طرابوزان بوده از این زن دو دختر متولد می شود یکی ینام خدیجه بیگم که ازون حسن اورا به شیخ حیدر پسر شیخ جُنید پسر شیخ صفی میدهد و از او سه پسر به اسامی 
1_ میرزا یعقوب 
2_میرزا ابراهیم
3_میرزا اسماعیل .
متولد می شود میرزا یعقوب و میرزا ابراهیم در جنگ بدست شروانشاه کشته می شود و میرزا اسماعیل به شاهی میرسد و شاه اسماعیل میشود .

دختر دیگرش که نام فرنگی داشته بنام ( مارتا ) به قاضی میدهد که جّد همین ایلخانان می باشد و برای این به آنان شاهلو میگویند که با شاه اسماعیل بعد از ازدواج مارتا با قاضی پسر خاله می شوند. بهمین جهت به آنان شاهلو میگویند . ادامه دارد



کلید واژه ها : تاریخ تشکیل ایل قشقائی , داوود حسن آقایی , ایلخانان قشقائی , ترکان غُز , اوزون حسن , ایل قائی ,
دسته بندی : بانک مقاله قشقایی , تاریخ ایل قشقایی ,

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در فرندفید ایمیل کردن این مطلب اشتراک گذاری در گوگل پلاس اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در فیس بوک

29 اسفند سالروز ملی شدن صنعت نفت...


این مطلب را در شبکه های اجتماعی لایک و پیگیری کنید:   http://www.niloblog.com/allup/images/0xov52zxzesdibov577.png   http://www.niloblog.com/allup/images/6bfbfabxuj5huoapbs2.png  http://www.niloblog.com/allup/images/duf3jyn6ms8xnair7ol.png
http://niloblog.n63.ir/images/qs4jpfp9ammy92nqrr6.jpg

در جریان ملی شدن صنعت نفت به دلیل ارتباط دیرینه و اردات سران ایل قشقایی به دکتر محمد مصدق، ایل قشقایی و رهبران آن تا آخرین لحظه همراه جریان ملی شدن صنعت نفت ماندند و از قدرت و جایگاه ایلی خود برای به ثمر نشستن این خواست ملی و میهنی پاسداری نمودند.

هنگامی که در مجلس شورای ملی زمزمه ی ملی شدن صنعت نفت شروع شد، برادران قشقایی در مجلس شورای ملی و سنا حضور داشتند. محمد حسین و خسرو قشقایی به ترتیب نماینده ی شهرستان آباده و فیروز آباد بودند و محمد ناصر قشقایی سناتور استان فارس بود. قشقایی ها به دو دلیل به عضویت جبهه ملی درآمده و وارد مبارزات ملی شدن نفت شدند:1.همکاری دیرینه آنان با ملیون ایران به ویژه دکتر مصدق 2.مبارزه ی همیشگی آنان با خاندان پهلوی که از دوره ی حکومت رضا شاه و مرگ صولت الدوله در زندان وی شروع شده بود.
بدین ترتیب قشقایی ها با قدرت تمام به حمایت از دکتر مصدق پرداختند .در دوره ی نخست وزیری رزم آرا، زمانی که کمیسیون مخصوص نفت در مجلس برای بررسی قرار داد الحاقی «گس - گلشائیان» به ریاست دکتر مصدق تشکیل شد، خسرو قشقایی به عنوان منشی این کمیسیون انتخاب گردید. این کمیسیون پس از یک سلسله مذاکرات مفصل، قرارداد مزبور را رد کرد.
پس از آنکه خسرو قشقایی به عضویت کمیسیون نفت برای بررسی طرح ملی شدن صنعت نفت در آمد ، در کنار دکتر مصدق کوشش زیادی برای تصویب این طرح به عمل آورد.(نامه مصدق به خسروخان) تا اینکه کمیسیون نفت طرح فوق را تصویب کرد. سپس مصوبه ی کمیسیون در مجلس شورای ملی و مجلس سنا در 29اسفند 1329به تصویب رسید. بدین ترتیب صنعت نفت ملی اعلام گردید.


کلید واژه ها : ملی شدن صنعت نفت , دکتر مصدق , محمد حسین قشقایی , خسرو قشقایی , رزم آرا , کمیسیون نفت , 29اسفند 1329 ,
دسته بندی : تاریخ ایل قشقایی ,

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در فرندفید ایمیل کردن این مطلب اشتراک گذاری در گوگل پلاس اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در فیس بوک

تاریخ تشکیل ایل قشقائی.. [قسمت هجدهم]

بحث در باره نام قشقائی و ارتباط آن با ایل قائی
نویسنده: داوود حسن آقایی

این مطلب را در شبکه های اجتماعی لایک و پیگیری کنید:   http://www.niloblog.com/allup/images/0xov52zxzesdibov577.png   http://www.niloblog.com/allup/images/6bfbfabxuj5huoapbs2.png  http://www.niloblog.com/allup/images/duf3jyn6ms8xnair7ol.png
در مورد نام قشقائی نظریه های زیادی داده اند . عده ای از محققان را عقیده بر این است که در حدود دو هزار و اندی سال قبل در قسمت شمال شرقی ایران از نواحی اورمیه گرفته تا دشت قبچاق و دریای کریمه یا ذریای قیریم اتحادیه ای از ترکان باستانی بوده بنام ( کشکا یا قشقا ) دیاکونوف روسی در کتاب تاریخ ماد می نویسد ، ترکانی که نام ایل آنها ( کیمری ) بوده مدت 28سال در قسمت شمال غربی ایران حکومت کردند و همیشه با ( هیتی ها ) که در قسمت آسیای صغیر ترکیه امروزی زندگی می کردند در جنگ بودند. این ترکها از شمال از اطراف دریای کریمه آمده و این نواحی را تصرف کرده بودند. وقتی که ( هوخشتره ) پسر فره ورتیش نوه دیااکو یا دیوکس سومین پادشاه مادی ایران با آشوریها درجنگ شد چون ( اریا ) پسر پادشاه کیمری ها دختر پادشاه آشور را بزنی گرفته بود به او کمک کردند دولت اورا که در حال انقراض بدست ایرانیهای مادی بود نجات دادند. بار دوم عاقبت هوخشتره با پادشاه بابل متحد شد و آشوریهارا که از قوم سامی و خونریز و ستمگر بود از بین بردند و سر زمین او را میان خود قسمت کردند . بعد از آن هوخشتره با سران کیمریها طرح دوستی ریخت و بزرگان آنهارا در یک مهمانی در حال مستی کشت و بقیه را از ایران بیرون راند. محققان معتقدند که نام کشکا یا قشقا از آن زمان مانده. من قبلا مطلبی از قول (ابرلینگ ) در مورد طایفه کشکولی و چگونگی نام او در فیسبوک نوشتم ، جناب نوروزی نوشتند که نام کشکولی از آن اتحادیه کشکای باستانی گرفته شده . حال سئوال اینجاست که کشکولی نام یک طایفه است و قشقائی نام یک ایل .پس اگر نام کشکولی از آن اتحادیه گرفته شده ماخذ نام قشقائی از چه گرفته شده خواهشمندیم جناب نوروزی در این باره توضیح دهند.
حال چون عده ای را عقیده بر اینست که نام قشقائی جدا شده از ایل قائی است لازم است اول در باره ایل قائی توضیح داده شود تا بعد بسر اصل مطلب بر گردیم .
یوزف فون هامر پور کشتال در کتاب 5 جلدی تاریخ عثمانی مینویسد: اوایل دولت عثمانی از ایل ( قائی یا قیائی ) بوده . در اوائل قرن سیزدهم مسیحی مطابق با سنوات اوایل قرن هفتم هجری بود .لیکن تاریخ عثمانی که واضح این سلسله است ، از جدش سلیمان و انتقال ایل و اولوس او از جانب مشرق بطرف مغرب شروع میشود که قریب صد سال پیش از عثمان و اوان فتنه چنگیزخان باشد . در اوانی که رئیس اعظم تاتاریه دولت خوارزمشاهیه را که در مقابل ( یاجوج ) طایفه مغول مانند سد اسکندری بود از بیخ و بن بر انداخت ، سلیمان شاه بن قیالپ یا کیالپ از طایفه قیائی ( به این نکته توجه شود ) که یکی از طایفه نجیبه اوغوز است ، از خراسان جلای وطن کرده با پنجاه هزار نفر از طایفه خود که در حوالی ماهان مسکن داشتند به ارمنیه آمدو در حول و حوش ارزنجان و اخلاط سکنی گزید که مقارن سنه 1224عیسوی و سنه 621 هجری باشد . هفت سال بعد از مردن چنگیز و شکست خوردن سلطان جلال الدین خوارزمشاهی از علاءالدین کیقباد سلجوقی حکمران قونیه و انقراض دولت خوارزمشاهیه ، سلیمان شاه عزم وطن فرموده با ایل خود عازم خراسان شد و از کنار رود فرات بجانب حلب در حرکت در آمد ، هنگام عبور از این رود اسب سلیمان در حوالی (جعبر ) به فرات در تفتاد و سلیمان شاه در آب غرق شد . این واقعه در سنه 1231 میلادی مطابق 629 هجری وقوع یافت . حال نیز قبر این پادشاه در حوالی حصار جعبر معلوم است و آنجارا ( ترک مزاری ) می نامند .

به این نکته توجه کنید .
بعد از سلیمان ایل او متفرق شدند. بعضی در ارمنیه و بعضی در شام ماندند و بعضی بسمت آسیای صغیر رفتند و اولاد آنا ن را ترکمانیه شام و روم گفتند که هنوز هم در وقت تابستان به ییلاق کوهستان رفته زمستان ران را در صحراها قشلاق می کنند .
سلیمان شاه را چهار پسر بود که سُنقُر تَکین ( سنقر نام ترکی یک نوع پرنده شکاری میباشد نوعی از انواع شاهین به ترکی ترلان ) و گوون طوغدی ( دوغدی) و دوندار ( همان دوندر خودمان بفارسی یعنی برگردان ) وارطغرل باشند . سُنقُر تکین و گوون طوغدی عزم وطن کرده به خراسان رفتند و دوندار و ار طغرل با چهار صد خانه از لیل خود به سمت شرقی ارزنة الروم رفته و در سورمه لی چوققور و پازان اواسی یا پازان اوباسی که کوهی است که سر چشمه رود ارس و یک شعبه اصلی فرات از آنجا است که آن را رودخانه مراد گویند و پلین (مورخ باستانی ) در کتاب خود امیراس نوشته است . این دو رودخانه معظم ، پس از خروج از آن کوه یکی بسمت مشرق جاری می شود که ارس باشد و آن دیگری بطرف مغرب جاری میگردد .
غرض از اینهمه توضیح تفهیم منشاء قای و چگونگی جدا شدن آنان که به قشقائی تغییر نام دادند . پس مجبوریم به بحث ادامه دهیم تا به اصل مطلب است برسیم . به ادامه مطلب توجه کنید .

ار طغرل نیز از آن مکان به جانب غرب در حرکت در آمد ، خواست که در مملکت علاءالدین سلجوقی مامن و ماوائی از برای خود تحصیل کند . از اتفاقات وقتی با سواران خود بر فراز پُشته ای بر آمد از طرف دیگر پشته ، دو سپاه مختلف را دید که دست جلادت آخته و در هم در آویخته اند . ار طغرل خواست به میدان کین بر تازد و به حمایت گروهی با گروه دیگر در آویزد . در انتخاب یکی از آن دو طایفه اندکی اندیشید و بمقتضای جوانمردی جانب ضعیف را برگزید و همان آن با سواران خود باجانب قوی جنگ در انداخت از سطوتش دلیران بترسیدند و از صولتش دلاوران برمیدند . بدستیاری این ، ضعیف بر قوی چیره آمد و بپایمردی او مغلوب بر غالب چیره شد .
ما به این گروه کاری نداریم . این گروه آنانی هستند که دولت عثمانی را بنا نهادند .
ما به سُنقُر تکین و گون طوغدی کار داریم که بطر ف ایران برگشتند . غرض جدا شدن این گروه از ایل قای است که به نظر عده ای از محققین این گروه بعدا به قشقائی تبدیل شدند و در ایران تابع امیر اووزون گردیدند .
اگر مایلید بدانید سر انجام دو پسر سلیمان قائی به کجا کشید . و چگونه امیر قاضی پا بعرصه گذاشت . در مبحث آینده حتما دنباله مقاله را پی گیری کنید .

ادامه دارد...




کلید واژه ها : تاریخ قشقائی ,
دسته بندی : تاریخ ایل قشقایی ,

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در فرندفید ایمیل کردن این مطلب اشتراک گذاری در گوگل پلاس اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در فیس بوک

خوانین احتشامی ...

با تشکر از جناب آقای فرید احتشامی
این مطلب را در شبکه های اجتماعی لایک و پیگیری کنید:   http://www.niloblog.com/allup/images/0xov52zxzesdibov577.png   http://www.niloblog.com/allup/images/6bfbfabxuj5huoapbs2.png  http://www.niloblog.com/allup/images/duf3jyn6ms8xnair7ol.png
http://s1.n63.ir/images/3u7tsarcphugw862wo3n.jpg

از سمت راست نفر اول :نادرخان احتشامی از روستای هونجان شهرضا
نادر خان در فیلم عاصی به همراه ملک مطیعی وپوری بنایی ایفای نقش نموده است.


کلید واژه ها : خوانین احتشامی , نادرخان احتشامی , هونجان , شهرضا , فیلم عاصی , تصاویر تاریخی قشقایی ,
دسته بندی : بزرگترین آرشیو عکس قشقایی , تاریخ ایل قشقایی ,

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در فرندفید ایمیل کردن این مطلب اشتراک گذاری در گوگل پلاس اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در فیس بوک

عکس منتشر نشده از صولت السلطنه و ...


این مطلب را در شبکه های اجتماعی لایک و پیگیری کنید:   http://www.niloblog.com/allup/images/0xov52zxzesdibov577.png   http://www.niloblog.com/allup/images/6bfbfabxuj5huoapbs2.png  http://www.niloblog.com/allup/images/duf3jyn6ms8xnair7ol.png

http://www.niloblog.com/allup/images/if46fehxsz5h1vhnb7m.jpg

نفر دوم از سمت راست علی خان سالار حشمت کودک خوردسال که دست روی شانه اش گذاشته شده لطفیلیخان برادر عزت اله خان پسر بزرگ صولت السلطنه آنکه دستش را روی شانه کودک نهاده خود صولت السلطنه و پسر بچه خورد سال ازغوان خان پدر مرحوم رضاقلی خان و ...




کلید واژه ها : صولت السلطنه , علی خان سالار حشمت , عکس منتشر نشده , تصاویر تاریخی قشقایی ,
دسته بندی : بزرگترین آرشیو عکس قشقایی , تاریخ ایل قشقایی ,

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در فرندفید ایمیل کردن این مطلب اشتراک گذاری در گوگل پلاس اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در فیس بوک

پلنگ دره غوره دان ____ [قسمت پایانی]

نویسنده: داوود حسن آقایی
(این داستان بر اساس واقعیت هست)

این مطلب را در شبکه های اجتماعی لایک و پیگیری کنید:   http://www.niloblog.com/allup/images/0xov52zxzesdibov577.png   http://www.niloblog.com/allup/images/6bfbfabxuj5huoapbs2.png  http://www.niloblog.com/allup/images/duf3jyn6ms8xnair7ol.png
http://www.niloblog.com/allup/images/536vvdy0q28s9hzkm6k.jpg



داستان در ادامه مطلب

لینک قسمت اول: http://qashqaionline.ir/post/466
لینک قسمت دوم: http://qashqaionline.ir/post/474
لینک قسمت سوم: http://qashqaionline.ir/post/479
لینک قسمت چهارم: http://qashqaionline.ir/post/485


کلید واژه ها : داوود حسن آقایی , غوره دان , پلنگ , داستان پلنگ دره غوره دان ,
دسته بندی : تاریخ ایل قشقایی , گوناگون ,

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در فرندفید ایمیل کردن این مطلب اشتراک گذاری در گوگل پلاس اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در فیس بوک

کلیپ قدیمی از قشقایی ها که در ۱۰۰مایلی شیراز زندگی می کردند.


این مطلب را در شبکه های اجتماعی لایک و پیگیری کنید:   http://www.niloblog.com/allup/images/0xov52zxzesdibov577.png   http://www.niloblog.com/allup/images/6bfbfabxuj5huoapbs2.png  http://www.niloblog.com/allup/images/duf3jyn6ms8xnair7ol.png



کلیپ(مستند) قدیمی و کوتاهی از عشایر قشقایی که در ۱۰۰ مایلی شیراز زندگی میکردند تهیه شده و گوشه ای از زندگی و فعالیت های عشایر قشقایی مانند قالیبافی. تهیه ی سیاه چادر  و گشت تفنگ داران برای تامین امنیت اطراف یورد (سیاه چادر های قشقایی) را نشان میدهد.



کلید واژه ها : کلیپ قدیمی , مستند , قالیبافی , تهیه ی سیاه چادر , تفنگداران قشقایی ,
دسته بندی : چند رسانه ای , دانلود , تاریخ ایل قشقایی , آداب و سنت قشقایی ,

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در فرندفید ایمیل کردن این مطلب اشتراک گذاری در گوگل پلاس اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در فیس بوک

پلنگ دره غوره دان ____ [قسمت چهارم]

نویسنده: داوود حسن آقایی
(این داستان بر اساس واقعیت هست)

این مطلب را در شبکه های اجتماعی لایک و پیگیری کنید:   http://www.niloblog.com/allup/images/0xov52zxzesdibov577.png   http://www.niloblog.com/allup/images/6bfbfabxuj5huoapbs2.png  http://www.niloblog.com/allup/images/duf3jyn6ms8xnair7ol.png

http://www.niloblog.com/allup/images/im9txwe08pcsg7obdf3h.jpg

داستان در ادامه مطلب

لینک قسمت اول: http://qashqaionline.ir/post/466
لینک قسمت دوم: http://qashqaionline.ir/post/474
لینک قسمت سوم: http://qashqaionline.ir/post/479



کلید واژه ها : داوود حسن آقایی , غوره دان , پلنگ , داستان پلنگ دره غوره دان ,
دسته بندی : تاریخ ایل قشقایی , گوناگون ,

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در فرندفید ایمیل کردن این مطلب اشتراک گذاری در گوگل پلاس اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در فیس بوک

پلنگ دره غوره دان ____ [قسمت سوم]


این مطلب را در شبکه های اجتماعی لایک و پیگیری کنید:   http://www.niloblog.com/allup/images/0xov52zxzesdibov577.png   http://www.niloblog.com/allup/images/6bfbfabxuj5huoapbs2.png  http://www.niloblog.com/allup/images/duf3jyn6ms8xnair7ol.png

http://www.niloblog.com/allup/images/wwz0a76gi7i9jq8w3o.jpg

داستان در ادامه مطلب

لینک قسمت اول: http://qashqaionline.ir/post/466
لینک قسمت دوم: http://qashqaionline.ir/post/474




کلید واژه ها : داوود حسن آقایی , غوره دان , پلنگ , داستان پلنگ دره غوره دان ,
دسته بندی : تاریخ ایل قشقایی , گوناگون ,

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در گوگل ریدر اشتراک گذاری در فرندفید ایمیل کردن این مطلب اشتراک گذاری در گوگل پلاس اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در فیس بوک

صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ]
banner 240x200px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
count 36x36px
banner 240x200px

نظرسنجی

مخاطب عزیز، محتوا و مطالب وبلاگ قشقایی آنلاین را چگونه ارزیابی می کنید؟


تحلیل آمار سایت و وبلاگ

ابزار هدایت به بالای صفحه